Thursday، March 03، 2011

در این بن بست

آنک قصابانند
بر گذرگاهها مستقر
با کنده و ساطوری خونآلود
و تبسم را بر لبها جراحی می کنند و
ترانه را بر دهان.

احمد شاملو
در این بن بست
از کتاب ترانه های کوچک غربت

چند واژه در این شعر هست که باید در مفهوم آن دقیق شد.
این قصابان چه کسانی اند؟ شاعر از کدام گذرگاهها حرف می زند؟ دو سطر آخر شعر طنز تلخی است. کنده و ساطور که ابزار قصاب است، به کار جراحی آمده است، جراحی هم ریشه در جراحت ( زخم) دارد و هم مرهم گذاشتن بر زخم و هم در معنای اخص امروزیش بریدن و دوختن که نیاز به ظرافت زیاد دارد و حالا این کار به دست قصابان انجام می شود و آن هم نه چاقوی جراحی که با همان ابزار مالوف خودشان یعنی ساطور که تنها کارش شقه شقه کردن است. و آن هم چه جراحی ای؟ تبسم را بر لبها و ترانه را بر دهان! شاعر با پیوند زدن امر عینی ( جراحی و ساطور) به یک امر حسی ( تبسم و ترانه) می خواهد خبر وقوع این امر محال را هولناک تر پیش چشم ما آورد. اما این جراحی چگونه جراحی ای است؟ می خواهد خنده و ترانه را از لبها و دهانها بزدایند یا نوع خاصی را بر لبها و دهانها بدوزند؟
به پرسش نخستین باز گردیم. این قصابان کیانند؟ و این کدام گذرگاهها ست. شعر در 31 تیر 58نوشته شده، دوره ای که هنوز هیچ خبری نه از اعدامها بود نه بگیر و ببندها، همه به آینده امید داشتند، کتابها آزادانه چاپ می شد، احزاب فعالیت می کردند، شاید مردم آزادترین دوره حیات سیاسی خودشان را تجربه می کردند، هر چند خبرهای نگران کننده بود، مردم نظام جمهوری اسلامی را انتخاب کرده بودند، درگیری های حزبی وجود داشت و .... اما فضای شعر به گونه ای ست که انگار ما بعد از سال 60 هستیم، و اعدامها و فضای خفقان را تجربه می کنیم. البته این لایه رویی شعر هست که تقریبا همه به این لایه توجه می کنند.
اما شعر لایه زیرینی دارد( من توجه خودم را محدود به این بند از شعر می کنم، چون کل شعر در همان لایه رویی متوقف می ماند). اگر این شعر را محدود به زمان حال و واقعیت سیاسی صرف آن نگیریم، آن وقت چه؟ یعنی گذرگاهها آن گذرگاههای تاریخی باشند که فرهنگ ما در بستر آن رشد کرده، و در پس هر گذری، قصابی1 نشسته، اینجا دیگر منظور از قصاب آن خونریز بیدادگر نیست، حاکم ظالم نیست، بلکه سرنمونهای فرهنگی ما هستند، که بر دهان ما ترانه ها کاشته اند، ( شعرهاشان را از بر کرده ایم و بر هر زخم بی درمانی آنها را بکار می بریم.) آنها جراحان قابلی بودند که چنان با ظرافت ساطور خود را پنهان کرده اند که ما توان دیدن این کنده و ساطور خونآلود را نداشته ایم و ندیده ایم. عنوان شعر در این بن بست آیا بر این بن بست تاریخی اشاره نمی کند؟ 2
1. مقایسه کنید با قصاب در داستان بوف کور.
2 آشکار است که من اینجا از تز آرامش دوستدار کمک گرفته ام.

1 نظرات:

ناشناس گفت...

درست است كه اعدام هاي سال 60 قابل توجه بودند اما قبل از آن هم چه جنايت هايي كه نشد و چه انسان هاي بي گناهي كه به جرم هاي واهي طومار زندگي شان در هم نپيچيد.