Sunday، February 27، 2011

درباره روشنفکری در ایران

جلال آل احمد در کتاب در خدمت و خیانت روشنفکران، در بحث بر سر واژه روشنفکر به نکته مهمی اشاره می کند اینکه در غرب انتلکتوئل از لحاظ ریشه شناسی این واژه بر نخبگی دلالت دارد، از این رو معنایی گسترده دارد، هم می توان به عنوان صفت آنرا برای شخص بکار برد، چنانکه می گوییم طرف زیباست یا دست و دلباز است، به همین قیاس می توان فردی را اینتلیجنت به معنای باهوش دانست، و همینطور می توان انتلکتوئل را به عنوان اسم بکار برد. انتلکتوئل در مقام اسم بر طبقه نخبگان جامعه که در حوزه عمومی فعال اند، دلالت دارد. حال در فارسی ساخت این واژه منشا گمراهی هایی جدی بوده است، تاکید خاص بر فکر از یک طرف، و روشن ( لابد در معنای آزاد اندیشی) باعث شده ما خود به خود، دایره انتلکتوئلی را در ایران تنگ کنیم، تا جایی که خیلی از گروههایی که در حوزه عمومی فعال اند و بر جامعه تاثیر گذار از این حوزه بیرون بمانند. در نهایت اطلاق "روشنفکری" در ایران محدود است احتمالا به نویسندگان ( اعم از محققان علوم انسانی و داستان نویسان و شاعران و ...) و البته نه هر نویسنده ای، اینجا هم فیلتری هست. ( بحث های مضحکی نظیر آیا روشنفکری دینی اصلا وجود دارد یا نه؟ و آیا این تناقض مفهومی نیست و...) تبدیل روشنفکری به یک حلقه ایده آل و خالص. اما این تصویر، تصویری مخدوش و دستکاری شده است تا ما با یک لج بازی کودکانه با واقعیت و با عمق معضل خودمان مواجه نشویم. پرسش هراس انگیزی که باید خودمان را با آن مواجه کنیم این است:
بر طبق تعریف عام انتلکتوئل یعنی نخبگان جامعه، باید پرسید موثران در حوزه عمومی، در این دویست سال اخیر حیات سیاسی و فرهنگی ایران، و بالاخص ایران امروز چه کسانی بوده اند؟ پاسخ این پرسش، بسیار ناامید کننده است. چرا که ما را با عمق فقر فکری و فرهنگی مان روبرو می کند. در پاسخ به این پرسش ما ناچاریم طبقه روحانیون را علی رغم اینکه هیچ نسبتی با فکر و روشن بینی ندارند، مهمترین بخش طبقه روشنفکری مان قلمداد کنیم، چرا که کوچکترین تکان خوردنی و دست و پا دراز کردنی جدی، مواجهه ای است دشوار با دیوار سخت روحانیت در ایران، ما این را در روشن ترین مثال تجربه سیاسی مشروطه می بینیم. این که مشروطه از همان آغاز ناچار به همخوابگی با شرع می شود، و از آن نطفه نامشروعِ مشروطه مشروعه ( مشروطه ایرانی، م. آجودانی) به وجود می آید تا در بهمن 57 این فرزند نامشروع متولد شود.
کدام بخش از روشنفکری ما توانسته چنین قدرت و تاثیری بر حیات اجتماعی و سیاسی و فرهنگی ما داشته باشد؟ در قیاس می توان چشم به غرب داشت و پرسید موثران بر حوزه عمومی چه کسانی اند؟ می توان از سیاستمداران، روزنامه نگاران، نویسندگان و هنرمندان، فعالان حقوق بشر، احزاب و سندیکاها و ... نام برد که بخش کوچکی از آن را هم طبقه روحانیون این جوامع تشکیل می دهند.