در ستایش مریضی
برای من که همیشه عاشق تنبلی ام، مریضی توفیق اجباری است تا روز و شب از تخت بیرون نیایم و مدام از این پهلو به آن پهلو قلت بزنم. مریضی هایی نظیر آنفولانزا حالتی از نئشگی دارند. یک لحظه گمان می کنم، که مریضی پیری هم اگر اینطور باشد، باید دوران لذت بخشی در انتظارم باشد. زندگی در دنیای ذهن. نگرانی ام این است که در آن سن دیگر حوصله تخیلات جنسی را نداشته باشم و در نتیجه بین از این شاخه به آن شاخه پریدنها هیچ زنگ تفریح جنسی نداشته باشم. تنها از جنسیت فقط به این باید اکتفا کنم که هر بار دختر جوان پرستاری که می آید به من سر بزند و گاه که خم می شود پتوی من را صاف کند من بتوانم لای پستانهاش را ببینم.
2 نظرات:
Ajabast aaaaa!
بدبختي كار اينجاست كه پيري تنها چروكيدگي پوست نيست . بلكه از كار افتادن يا خوب كار نكردن بقيه اعضاء و حواس را هم به دنبال دارد.
پس معلوم نيست كه بينايي ات همين قدر قوي باشد.
:دي
ارسال يک نظر